هزاران خواستند بگیرند ندادم چون عزیز دل تو بودی
چشمانت را میخواهم برای زندگی
دستانت را میخواهم برای نوازش
اسمت را میخواهم برای دلخوشی
دلت را میخواهم برای عاشقی
عطرت رابرای مستی می بویم
صدایت را برای شادی می شنوم
خیالت را برای برواز میخواهم
همیشه با به دست اوردن کسی که دوستش داری نمیتونی صاحبش بشی
گاهی وقتا لازمه ازش بگذری تا بتونی صاحبش بشی.همه ما با اراده
به دنیا می اییم با حیرت زندگی میکنیم با حسرت میمیریم واین است
مفهوم زندگی کردن پس هرگز بخاطر غمهایت گریه نکن ومگذاراین
زمین پست شنونده اوای غمگین دلت باشدوافسوس ان زمان که باید
دوست بداریم کوتاهی میکنیم وان زمان که دوستمان دارند لجبازی
میکنیم وبعد برای انچه از دست رفته اه میکشیم
بر خاک بخواب تختی نیست نازنین
اواره شدن حکایت سختی نیست
از باکی اشک های خود فهمیدم
لبخند همیشه راز خوشبختی نیست
هرکسی با زمزمه ی عشق دو سه روزی عاشقم شد
عشق اون باعث زجر همه ی دقایقم شد
اون که عاشق بودو عمری از جدا شدن می ترسید
همه هرس و ترسش به دروغش نمی ارزید
غم ودوری توعشقم به روی قلبم نوشتم
نوشتم که با توبودن اره بوده تو سرنوشتم
میدونم که با توموندن واسه من یه جورخیاله
از تو گذشتن واسه من اره محاله یه جورخیاله
سرنوشتم شوم من روهرکی ازنگام شنیده
ولی می دونم غم عشق و نچشیده
حیف تموم زندگیم وبه بای تو گذاشتم
حیف اون لحظه هایی که به بای تو می مردم
حیف دقیقه های عمرم به ثانیه رسیده
حیف که ارزوهام به انتها رسیده
هرچی غصه است به سرمن اومده
تو که رفتی جای تو غم اومده
تو که رفتی همه چیز تموم شد
خنده این روزا برام حروم شده
توکه رفتی طاقتم سر اومده
اشک چشمام از غمت کم اومده
توکه رفتی واسه من دنیا غریبه به خدا
تو که رفتی زندگیم دیگه تمومه به خدا
امدم چه زیبا گفتم دوستت دارم
جه صادقانه
بذیرفتی
چه فریبنده
اغوشم برایت باز شد
چه ابلحانه
با تو خوش بودم
چه کودکانه
همه چیزم شدی
جه زود
نیازمندت شدم
چه حقیرانه
بخاطر یک کلمه مرا ترک کردی
چه ناجوان مردانه
وازه غریب خداحافظ به میان امد
چه بی رحمانه
و من سوختم
چه عاشقانه
ولی هنوز هم دوستت دارم غریبه
میگن قلب ادمها به اندازه ی مشتشونه
بس چه جور یه دریا خوبی با یه اسمون
عشق تو قلب قشنگ تو جا شده !
کسی را برای دوستی انتخاب کن که قلب
بزرگی داشته باشد تا مجبور نشی برای
اینکه توقلبش جابگیری خودت رو کوچیک
کنی
خلاصه ی تموم شعروحرفام
بدون چشمای توخیلی تنهام